تبليغاتX

___¸.•`¯`•.¸چند تکه آرزو¸.•`¯`•.¸___
___¸.•`¯`•.¸چند تکه آرزو¸.•`¯`•.¸___

دانلود(1)

 

    نام آلبوم:اول                                                   نام خواننده : شهاب تیام   

Shahab Tiam

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060303215249shahab_1.jpg         

For Download click her

 

نام آلبوم:----

     نام خواننده : وحید اسفندیاری

Vahid Esfandiary

http://www.perspop.com/vahid-s_files/v_s.jpg

For Doownload Click Her

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ دوشنبه 29 اسفند1384 و ساعت 13:29

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

دی جی مريم از ايران خارج شد

دی جی مريم از ايران خارج شد

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317155505dj_mahshar_1.jpg

يک سالی است که از دی جی مريم خبری نداشتيم. هيچ آهنگی ازش پخش نشد.

دی جی مريم اسم اصلی اش" محشره" و خودش رو "فرزند زمين" می دونه. در مورد کارهاش و سبک موسيقی اش و معروف شدنش در اکتبر 2004 باهاش گفتگو کرده بوديم.

(آرش و دی جی اليگيتور هم در ويديوی آهنگ "موسيقی زبان من است"، اسم دی جی مريم را روی تی شرت خودشون دارن.)

دی جی مريم بعد از يک سال سکوت اخيرا از ايران خارج شده. با او گفتگويی کرديم:

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317155509dj_mahshar_2.jpg

چرا اين يک سال نمی شد تو رو پيدا کرد؟

من يک سال و نيمی هست که دور موسيقی مصاحبه و از اين قبيل چيزها را خط کشيدم، اجازه مصاحبه نداشتم و گوشه خانه گرفتار شده بودم. می دونم که اين را نبايد بگم ولی از شدت فشار روحی، تا به حال چند بار دست به خودکشی زدم که به لطف و کمک پزشکها نجات پيدا کردم.

آيا در اين مدت موفق شدی دنبال موسيقی هم بری و کاری را ضبط کنی؟

با زحمت و فشار زياد، آلبوم سوم خودم را جمع کردم. خيلی سخت بود و تنها عاملی که باعث شد اين کار را انجام بدهم شور و شوقی بود که از طرف مردم می گرفتم و اين پاسخی بود به انتظار اونها.

من تنها چيزی که از ايران می خواستم اجازه برگزاری کنسرت برای بانوان بود. به هرکسی که گفتم، کاری برای من انجام نداد. حتی اجازه نداشتم که در رستورانی که داشتيم حضور داشته باشم. در يک مورد دخترخانمی تعدادی از آهنگهای گوگوش را اجرا کرده بود که به من گير دادند و مدت طولانی گرفتار اين موضوع بودم.

آلبوم سومت چی شد؟

موفق نشدم اون رو از ايران خارج کنم. الان فقط دو آلبوم با خودم بيشتر ندارم.http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317155513dj_mahshar_3.jpg

سبک اين آلبوم چی هست؟

سبک کار آلبوم جديدم بيشتر ترنس و تکنو و ترنس متال است. اين به دليل شاد کردن جامعه ای خسته مثل ايران است ولی با اين وجود خستگی و فشار و بغض درونی من در اين آلبوم مشخص است.

الان تصميم داری که برگردی ايران؟

من تنها هدفم اينه که کار خودم را انجام بدهم. می خواهم اين امکان را داشته باشم که روی صحنه برنامه اجرا بکنم و از همه مردم به خاطر اينکه از ايران بيرون آمدم، معذرت خواهی می کنم. موقعی که از ايران خارج شدم تصميم بازگشت نگرفتم.

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317155518dj_mahshar_4.jpg

من در پايان فقط می خواهم يک نکته ای را بگم، برخلاف ميل باطنی من و اينکه اسم اصلی من محشر است، مردم من را دی جی مريم صدا می زنند و اينجا می گم که به احترام مردم من اين اسم را قبول می کنم و خودم را دی جی مريم فرزند زمين، پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش و خواهرم آب است.

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 13:26

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

شهاب "يک"

شهاب "يک"

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060303215249shahab_1.jpg

شــهــاب تـيــام از دردســـرای ويـدوی "دخـتـر کابـلـی" و زيـر و خـم های آلـبـومـش " يک (One) " ميگه، و می خنده! شهاب جان خوبی؟

قربان شما.

اسم آلبومت "يک" هستش، چرا اين اسم رو انتخاب کردی؟

روی اين آلبوم به خاطر اينکه شماره يک بشه، خيلی کار شده. تک تک آهنگ ها رو چند دفعه با شهياد عزيز مرور و تنظيمات اونها رو عوض کرديم. همچنين به خاطر اينکه اين آلبوم اولين تجربه من بود اين اسم رو انتخاب کردم.

درباره آهنگ "دختر کابلی" برامون بگو. آيا اصل اين آهنگ افغانيه؟

نه، اين آهنگ افغانی نيست. اين آهنگ از زبون يک ايرانی برای يک دختر افغانی خونده شده و تنها ريتم افغانی داره.

ولی خودت نوشته بودی "برداشت شده از آهنگ افغانی" ...

درسته، به خاطر اينکه مدل و ريتم آهنگ افغانيه. اين آهنگ در اصل يک آهنگ خيلی قديميه ايرانيه. من خيلی دنبال خواننده اصلی اون گشتم ولی نتونستم پيداش کنم که بتونم اسمی ازش توی آلبومم ببرم. اين آهنگ، آهنگی بود که پسر خاله خودم هميشه توی مهمونی ها ميخوند و همه لذت می بردند. روی حساب خاطره ای که من از اين آهنگ داشتم، تصميم گرفتم که اون رو يک مقدار تغيير بدم و توی آلبومم بخونم. خدا رو شکر خيلی مورد توجه هموطنان عزيزم و همزبانان افغانی قرار گرفته.

مثل اينکه اين آهنگ برات مشکل هم ايجاد کرده، درسته؟

بله. من چند تا ايميل از کشورهای اروپايی مثل هلند و سوئد دريافت کردم و عزيزان افغانی يک مقداری کم لطفی کردن و به خاطر يک سری کوتاهی که شده، ايميل های تهديد آميزی برای من فرستادن!

در چه چيزی کوتاهی شده؟

اگر ويدئو اين آهنگ رو ديده باشين، می بينين که دختری با لباس هندی توی اون ميرقصه. من کلی به خاطر اين قضيه واکنش دريافت کردم. انتخاب لباس خواست من نبود، انتخاب همون دختر افغانی بوده که توی ويدئو ميرقصه. من حقيقتش هيچ آشنايی با لباس های سنتی افغانی نداشتم و در اصل انتخاب اين لباس اين مشکل رو به وجود آورده بود. به خاطر همين من اينجا، به تمام همزبان های افغانی ميگم که همشون رو دوست دارم و به اميد خدا از اين به بعد مشکل ديگه ای پيش نمياد.

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060303215303shahab_3.jpg

درباره ساخت آهنگ ها و شعرهای آلبومت بيشتر براموت توضيح بده.

شعر بيشتر آهنگ ها نوشته خودمه، آهنگ ها رو هم خودم، حتی در زمانی که فکر خوانندگی نبودم ساختم. وقتی به آمريکا اومدم و با شهياد عزيز آشنا شدم، تصميم گرفتم اين کارها رو به صورت حرفه ای دنبال کنم. دو تا از آهنگ های آلبومم هم شهياد درست کرده، آهنگ "صد دفعه گفتم" و "رنگ عشق".

مثل اينکه اين روزها ويدئو ساختن برای آهنگ خيلی اساسی شده، يعنی اينکه بايد برای آهنگ ها ويدئو بسازی وگرنه آلبوم بدون اونها فايده ای نداره!؟

درسته. اين روزها هنرمندها تلاش می کنن ويدئوهای بهتری درست کنن و خدا رو شکر که اين کار يک مقداری بهتر شده. همين رقابت سالم باعث ميشه موزيک ها و ويدئوها بهتر بشن.

توی ويدئوهات بيشتر ديدم که رنگ مشکی ميپوشی، پس مشکی رنگ عشقه؟

من خودم شخصاً رنگ مشکی رو خيلی دوست دارم، همين طور رنگ آبی.

شهاب، رنگ عشق توی زندگی تو چطوريه؟ سياه و خاکستريه يا رنگ و وارنگه!

رنگ و وارنگه! البته در مورد عشق و عاشقی نميخوام زياد توضيح بدم!

باشه، پس از خودت بيشتر برامون بگو ...

من تقريباً ۸ ساله از ايران خارج شدم. به مدت يک سال و نيم در ترکيه بودم و از اونجا به آمريکا اومدم. الان سه ساله که کار حرفه ای موسيقی رو شروع کردم.

از نظر کار رو تحصيلی چی؟

من مهندسی کامپيوتر خوندم و الان چهار سالی هست که مشغول کار هستم.

متولد کجايی؟

متولد تهران، شهرک ژاندارمری. تقريباً ۱۶ سال اونجا زندگی کردم.

چند سالته؟

من متولد ۱۴ بهمن هستم و الان ۲۵ سالمه.http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060303215256shahab_2.jpg

شهاب، از عشق و عاشقی ازت سوال کردم، تو گفتی نپرس و غيرتی شدی! بنابراين ميخوام موزيگری بکنم و از آهنگ "نيلوفر" ازت سوال کنم!

"نيلوفر" فقط يک اسمه و هيچ وقت وجود نداشته و فقط به عنوان يک قافيه در آهنگ خونده شده!

ای بابا! پس تير ما به هدف نخورد! ... مثل اينکه به زودی داری يک ويدئو از آهنگ "داری از چشام ميفتی" ميدی بيرون که کار خودته، درسته؟

بله. کار اين ويدئو تموم شده و فقط آخرين ويرايش های اون مونده و فکر کنم تا يکی دو هفته ديگه بيرون بياد.

کجا فيلم برداری می کنين؟

بيشتر توی کاليفرنيا.

موضوع ويدئوی "داری از چشام ميفتی" چيه؟

اين ويدئو کاری هست از دنيل، کارگردان ايرانی که در بازار خارجی مشغول به کاره و يک سالی ميشه که با هنرمندان ايرانی کار می کنه. موضوع اينه که من با يک دختر خانمی آشنا بودم و به خاطر يک سری مشکلات دعوامون ميشه. بعد خاطرات قديم ما نشون داده ميشه و آخر سر هم دختر چمدونشو جمع ميکنه و از خونه ميزنه بيرون!

خودت چه سبک موسيقی رو دوست داری؟

شايد باورتون نشه ولی من در دوران نوجوانی که ۱۶ سالم بود به موسيقی هارد راک، متال، گيتار برقی و درامز خيلی علاقه داشتم. حتی دنبالش رفتم و شروع کردم به ياد گرفتن درامز و يک سری سازهای ضربی.http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060303215317shahab_5.jpg

چه خواننده هايی رو دوست داشتی؟

Metallica، Sepultura، Iron Maiden و گروه هايی که به اين سبک گرايش داشتن.

چی شد که سبک مورد علاقت عوض شد؟

وقتی سنم بيشتر شد، علاقم به موسيقی تکنو و رگه بيشتر شد. الان سبک ها عوض شده و موسيقی هارد راک و متال مثل قديم طرفدار نداره، البته من خودم هنوز طرفدارش هستم! اين روزها حتی سبک موسيقی های ايرانی هم داره يک مقداری تغيير می کنه. به خاطر همين تصميم گرفتم از اين سبک های جديد در آلبومم استفاده بکنم. البته سبک آلبوم بعدی من به کلی عوض ميشه.

چه سبکی ميشه؟

مخلوطی از سبک الکترونيک و گيتار.

مثل اينکه قراره به زودی يک سری کنسرت داشته باشی، درسته؟

بله. قراره توی جزيره گوآ در هندوستان برای عيد کنسرت داشته باشيم.

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 13:19

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

حاجی فيروز آتش افروز

حاجی فيروز آتش افروز

حاجی فيروزه، بعله!
سالی يه روزه، بعله!
همه می دونن بعلهhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060315172305haji3.jpg
من نمی دونم؟! بعله
عيد نوروزه، بعله
سالی يه روزه، بعله


ارباب خودم سلام عليکم
ارباب خودم سر تو بالا کن
ارباب خودم به من نيگا کن
ارباب خودم لطفی به ما کن
ارباب خودم بزبز قندی
ارباب خودم چرا نمی خندی؟!



بشکن بشکنه بشکن!
من نمی شکنم بشکن
اينجا بشکنم يار گله داره
اونجا بشکنم يار گله دارهhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060315171605haji.jpg
اين سياه چقدر حوصله داره

حاجی فيروزه ..............

حاجی فيروز از پيشقراولان و پيام آوران نوروز است که در آخرين روزهای سال با آرايش عجيب به کوچه و خيابان می زند و با ترانه خواندن، رقصيدن، تنبک زدن و بازی در آوردن موجب شادی مردمان می شود.

اين قاصد بهار بر خلاف عروسان چمن سياه است و اگر نباشد روی خود را سياه می کند و جامه سرخ ی پوشد و زنگوله به خود می آويزد تا خبر دهد که بهار در راه است.

ظاهرا اين سياهی بايد نماد سرما و سياهی زمستان باشد اما مهرداد بهار می گويد « حاجی فيروز بازمانده آيين بازگشت ايزد شهيد شونده يا سياوش است. چهره سياه او نماد بازگشت او از جهان مردگان است و لباس سرخ او نيز نماد خون سرخ سياوش و حيات مجدد ايزد شهيد شونده، و شادی او شادی زايش دوباره آنهاست که رويش و برکت با خود می آورند ». ( ۲ )

علی بلوک باشی در « نوروز، جشن نوزايی آفرينش » نخست از آتش افروزها سخن به ميان می آورد که در ايام نوروز با آتش بازی ( مشعلی در دست داشتند و در آن می دميدند ) و خواندن شعر و تصنيف و رقص و پايکوبی و شيرينکاری مردم را می خنداندند و سرگرم می کردند. مردم نيز به آنها انعام می دادند.

سپس حاجی فيروز را جانشين آنها می داند و می نويسد « در اين زمان آتش افروزها جای خود را به حاجی فيروزها داده اند. حاجی فيروزها هم مانند آتش افروزها لباس سرخ يا رنگارنگ با زنگ و منگوله می پوشند و صورت و گردن را سياه می کنند، ولی بدون آتش و مشعل به خيابان می آيند و با ساز و آواز و زدن دف و دايره و رقص و شيرينکاری به استقبال نوروز می روند».

هاشم رضی در « نورزو، سوابق تاريخی تا امروز » در کشف ريشه های حاجی فيروز، نخست از رسم رکوب الکوسج يا کوسه بر نشين آغاز می کند که بر طبق آن مردی شوخ و بذله گو بر خری چوبين سوار می شد و در کوچه و بازار می گشت و رقص کنان اشعاری می خواند و از مردم انعام می گرفت.

اين رسم تا همين اواخر در ايران رواج داشت اما جنبه های تمثيلی آن فراموش شده بود و فقط شکل تفريحی آن بر جای مانده بود. سپس می نويسد: « ... اين جنبه رسم، ويژه غلامان سياهی در روزگار ساسانی و دوره اسلامی بوده که ملبس به لباس های رنگارنگ شده و با آرايش ويژه و لهجه شکسته و خاصی که داشتند، دف و دايره می زدند و ترانه های نوروزی می خواندند. حاجی فيروزهای امروزه که مقارن نوروز و سال نو در کوی و برزن مردم را به طرب می آورند از بقايای آن رسم کهن است. با اين تفاوت که امروزه چون غلام و سياهانی نيستند که چنين کنند ديگران خود را سياه کرده و به زی آنان آراسته و تقليدشان می کنند».

جعفر شهری در « تهران قديم » حاجی فيروز را از بقايای سياهان دوره ارباب – نوکری و خواجه سرا نگهداری می داند و می نويسد: « به سبب خصی يا اخته بودن و بی مويی صورت و سياهی چهره اين غلامان و نداشتن برخی مخرج های صدا، مردم آنها را مسخره می کردند. بعدها لوطی های تنبک زن و دوره گرد و مطرب های رو حوضی اين غلامان سياه را برای سرگرم کردن مردم و سودجويی در دسته های خود و نمايش های رو حوضی به کار گرفتند. با از ميان رفتن غلامان سياه، بازيگران و مسخرگان با سياه کردن سر و صورت و پوشيدن لباس سرخ و برگرداندن زبان و لهجه، با نام سياه در نمايش های رو حوضی و حاجی فيروز در دسته های نوروزی آتش افروز و حاجی فيروز آشکار گرديدند.»

احمد شاملو نيز در کتاب کوچه، حاجی فيروز را ساخته و پرداخته سالهای اخير می داند و می نويسد در گذشته هر يک از متمکنان شهر غلام سياه يا خواجه ای را از اندرون خانه خود به شکل و هیأت آتش افروز يا حاجی فيروز کنونی می آراست تا آتش شب چهار شنبه آخر سال را بيفروزد.

محمود روح الامينی در « آيين ها و جشن های کهن در ايران امروز » در توضيح حاجی فيروز نخست از برگزاری مراسم مير نوروزی سخن به ميان می آورد و نامه ای را از علامه قزوينی در باره برگزاری مراسم مير نوروزی در بجنورد نقل می کند و سپس نتيجه می گيرد که « امروز کسانی را که در روزهای نخست فروردين، با لباس های قرمز رنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان می بينيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گيرند، بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب « مير نوروزی » و « حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهای جشن نوروزی ديده می شوند، نه در وقت و جشنی ديگر، و آنان خود در شعرهايی که می خوانند، می گويند: حاجی فيروزه، عيد نوروزه، سالی چند روزه ».

هر چه هست حاجی فيروزها که امسال ( نوروز ۱۳۸۵ ) در شهر تهران ظاهر نشدند بشارت دهنده يک آيين باستانی به حساب می آيند.

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 13:12

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

یار کجاست

http://www.persiangraphic.com/gallery/albums/userpics/10001/card058.jpg

اي كه از يار نشان مي طلبي يار كجاست همه يارند ولي يار وفادار كجاست



نوشته شده توسط شیوا تاریخ یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 2:19

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

کوچولو

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 2:15

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

نکته ...

http://www.persiangraphic.com/gallery/albums/userpics/10001/card093.jpg


 عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد عاشق آن است كه وفايي در وجودش باشد

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 0:18

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

نوای دل



نوشته شده توسط شیوا تاریخ شنبه 27 اسفند1384 و ساعت 23:3

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

نکته...

 

 افلاطون را گفتند: چگونه است که هرگز غمگين نباشي؟ گفت:دل در چيزي نبردم که اگر از دست من بشود از پاي در آيم

 كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست!!!

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ شنبه 27 اسفند1384 و ساعت 2:48

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

آيين نوروزی

آيين نوروزی

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317155552haftsin_1.jpg


همه ساله فرارسیدن بهار رو در ایران میشه از صدای ترقه ها از ماهها قبل خبردار شد، ولی به غیر از ترقه زدن که گهگاه به حد خمپاره های جنگی می رسه، واقعا تا چه حد از داستان اصلی چهارشنبه سوری باخبر هستیم؟

در این زمینه با دکتر کورش نيکنام، پژوهشگر و نماينده زرتشتيان در مجلس ایران و متخصص ایران باستان گفتگویی داشتم.

دکتر کورش نيکنام: داشتن آتش پيش از آمدن نوروز و خبر دادن اون از ديرباز در فرهنگ ما بوده. دليل اون هم آتشکده هاييست که در بالای تپه ها بوجود اومده و در اونجا آتش رو روشن و به شهرهای ديگه نوروز رو اعلام می کردن

آيا روشن کردن آتش در پشت بام هم به همين خاطر بوده؟

سنت ما به اين شکل بوده که پنج روز مونده به نوروز، می رفتيم به نيايشگاه ها و آنجا آتش رو فروزان تر می کرديم و با باور سنتی خودمون، از روان درگذشتگان دعوت به بازگشت می کرديم و مراسمی برای اونها برگزار می کرديم.

و دوباره روز اول نوروز، سپيده دم آتش را در پشت بام روشن می کنن و آب می پاشن پشت سر باور خودشون و روان درگذشتگان که برگردن و سری بزنن.

اين سنت بعد از اسلام به احتمال زياد می خواسته توسط ايرانی هايی که تازه مسلمان شدن اجرا بشه، منتهی در حکومت های اون موقع امکان اين کار نبوده.

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317155609haftsin_6.jpg

طبيعتا ايرانی هايی که به دنبال ابتکار بودن، اون رو به شکل ديگه ای نشون دادن و چون می دونستن بعضی از اقوام عرب روز چهارشنبه را نحس می دونن، آمدن و در همون روز آتش روشن کردن که نحسی آخر سال و سال بعد از بين بره. چون اين افراد اجازه روشن کردن آتش در نيايشگاه ها رو هم نداشتن، بنابراين اون رو به فضای باز منتقل کردن و کم کم تبديل شد به چهارشنبه سوری.

چرا از روی آتش می پرن؟

من فکر می کنم اين کار درست نيست! آتش، مثل آب و خاک و هوا برامون احترام ويژه ای داره که اون رو آلوده نمی کنيم و بی احترامی بهش نمی کنيم. پريدن از روی اون در فرهنگ ويژه ايرانی نيست. ما با روشن کردن آتش يک حالت تقدس و احترامی به سنت می داديم اما الان اين کار تبديل شده به سر و صدا و انفجار!

لطفاً درباره هفت سين هم توضيح بدين

نخستين سفره هايی که ما در ايران داشتيم، جشنی بوده که شش نوبت در سال برگزار می شده. در اون جشن خشکباری که کشاورزان به دست می آوردن رو جمع می کردن و به نيکی می گرفتن.

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317155559haftsin_3.jpg

عدد ۷ هم از نظر ايرانيان مقدسه. به خاطر اينکه در فرهنگ ايرانی و زرتشتی "هفت گام عرفان" وجود داره. به همين خاطر در جشن ها هفت نوع چيدنی از درخت هم بر سر سفره ها می گذاشتن.

بعدها يک سری سينی هم از چين وارد ايران ميشه که اين چيدنی ها را داخل اونها می گذاشتن. و اين شد هفت سينی از فراورده های نيک اهورايی که به مرور زمان کم کم شد "هفت سين". بعد ها برای هر چيز در اون سينی نمادی گذاشتن.

اين نمادها تا چه حدی درسته؟ آيا اينها حدسيات بوده يا واقعاً معنی خاصی داشته؟

بعضی از اونها معنی خاصی داشته. به ويژه ميوه هايی که به رنگ قرمز بودن. چون رنگ قرمز در آيين مهر نماد آمدن و رفتن خورشيده، زمانی که آسمان به رنگ قرمز درمياد. مثل انار قرمز، سيب قرمز و سنجد.

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ شنبه 27 اسفند1384 و ساعت 2:43

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

لباسهای کامپيوتری

 
لباسهای کامپيوتری
 
 
http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317194330fashion_1.jpg
 
در بزرگترين نمايشگاه کامپيوتر دنيا، سيبيت، انتظار ديدن همه چيز وجود داره به غير از نمايشگاه لباس اونهم از نوع عجيب و غريبش.

دانشجوهای رشته طراحی مدرن دانشگاه هانوفر با حمايت دولت در سالنی به نام پارک آينده، غرفه ای داشتن که در آن تعدادی از پروژه های خودشون رو به نمايش گذاشته بودن.

يکی از پروژه ها درباره طراحی کتهايی با شکل و شمايل معمولی برای کسانی است که با خود بيش از يک وسيله الکترونيکی حمل می کنن. اين پروژه که i-Blaze نام داره با قرار دادن يک سيم کشی داخلی در کتها بطور مثال امکان وصل کردن آی پاد و تلفن همراه رو فراهم می کنن و با قراردادن دکمه های کنترل کننده بر روی آستين، امکان کار کردن با هردو وسيله فراهم می شه.

در پروژه ديگری، لباسهايی رو به نمايش گذاشتن که با تغييرات بسيار ساده و جزيی از لباسی مناسب برای محيط کار به لباسی راحت تر و مناسب تر برای محيط مهمانی تبديل می شه. اين تغييرات شامل وارونه کردن لباس و يا باز کردن بعضی از قسمت های لباسه. البته هنوز تا اينکه طراحی اين لباسها به صورت لباسهای عادی در بيان، زمان زيادی باقی مونده.

پيام اصلی اين پروژه اينه که که دوران کار کردن با ساعتهای منظم برای بسياری از افراد به پايان رسيده و به تدريج مرز بين ساعتهای تفريح و کار از بين می ره و کلا لباسها هم همزمان با دنيای اطراف و مخصوصا ابزارهايی که با خود حمل می کنيم، تغيير می کنه.

عکس های بیشتر:

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317194335fashion_g_1.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/03/20060317194403fashion_g_10.jpg

برای دیدن بقیه عکسها بر ادامه مطلب کلیک کن...



نوشته شده توسط شیوا تاریخ شنبه 27 اسفند1384 و ساعت 2:36

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

گره باز نشدني دو سرنوشت

  گره باز نشدني دو سرنوشت
 
... "ازدواج با يك نفر، ازدواج با سرنوشت او و شريك شدن در همه‌ي مسايل و نتايج اوست." زن و مرد جواني وارد شهر كوچكي شدند. اهالي شهر، با تعجب بسيار زياد ديدند كه هر يك از آن دو سر ريسماني را در دست دارد كه به دور گردن ديگري بسته شده است! به همين دليل اگر مثلاً زن حركتي مي‌كرد مرد به دنبال او كشيده مي‌شد و اگر مرد كاري انجام مي‌داد، زن هم خواهي نخواهي، در آن كار داخل مي‌شد! مردم شهر كه شگفت‌زده شده بودند آن دو را دنبال كردند ولي هرچقدر حركات آنها را زير نظر گرفتند متوجه نشدند ماجرا از چه قرار است. پس نزد حاكم شهر رفتند و موضوع را با او در ميان گذاشتند. حاكم آنها را زير نظر گرفت و ديد كه همه‌ي كارها را باهم انجام مي‌دادند و اگر هم مي‌خواستند كارهاي متفاوتي انجام دهند كشش طناب‌ها بر گردن‌هايشان، به آنها يادآوري مي‌كرد كه حد و اندازه‌ي كارهاي متفاوتي كه مي‌توانند انجام دهند چقدر است! اما چون او هم نفهميد حكمت كار زن و مرد چيست. سرانجام آن دو را نزد خود فراخواند و علت را جويا شد. وقتي زن و مرد، مسئله‌اي را كه در شهر پيچيده بود، از زبان حاكم شنيدند، خنديدند و گفتند: مگر نمي‌دانيد زن و شوهر در همه چيز باهم شريكند و سرنوشت آنها به هم گره خورده است؟ ما مي‌دانيم هر كاري انجام دهيم بر ديگري اثر مي‌گذارد و خواهي نخواهي در نتايج تصميم‌گيري‌ها و عاقبت زندگي همديگر شريك مي‌شويم، پس شرايطي ايجاد كرده‌ايم كه هميشه طرف مقابل بتواند ببيند همسرش او را در چه آينده و تقديري داخل يا گرفتار مي‌كند، و در واقع چه سرنوشتي را برايش رقم مي‌زند!!! ...

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ شنبه 27 اسفند1384 و ساعت 2:19

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

قسم

http://tinypic.com/j59vn9.gif
به روشنی چشمت قسم
به سادگی دلت قسم 
به گرمی دستانت قسم
به پاکی آرزوهایت قسم
به شیرینی رویاهایت قسم
به رنگ آبی دریا ها قسم
به سرخی گل ها قسم
به سردی شب ها قسم
به استقامت کوه ها قسم
به قشنگی دنیا قسم
قسم که من تا زنده ام به تو وفا دارم



نوشته شده توسط شیوا تاریخ پنجشنبه 25 اسفند1384 و ساعت 20:50

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

چشم


براي زيستن دو قلب لازم است قلبي كه دوست بدارد قلبي كه دوستش بدارند قلبي كه هديه كند قلبي كه بپذيرد قلبي كه بگويد قلبي كه جواب بگيرد قلبي براي من قلبي براي انساني كه من ميخواهم تا آن انسان را كنار خود احساس كنم

http://www.yazgulu.com/kartlar/jpg/gozlerimebak.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

چشم وقتي زيباست كه پر از اشك باشد ***اشك وقتي زيباست كه براي عشق باشد *** عشق وقتی زيباست اگر براي تو باشد *** و تو زيبايي اگر براي من باشي

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ پنجشنبه 25 اسفند1384 و ساعت 13:21

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

نکته...

 

کوششی که برای خوشبخت و شادمان کردن دیگران به کار میبریم مایه برتری خود ما میشود

در سینه خود شراره آسمانی دارم که نامش وجدان است

 

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ پنجشنبه 25 اسفند1384 و ساعت 13:10

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

شاید...

  شاید عشق هديه ابليس است... شايد هم مرگ هستي ما باشد... عشق مانند فانوسي است که خانه ي دل عاشق و معشوق را نوراني ميکند



نوشته شده توسط شیوا تاریخ چهارشنبه 24 اسفند1384 و ساعت 20:30

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

اولین غم من آخرین نگاه توست

اولین غم من آخرین نگاه توست



نوشته شده توسط شیوا تاریخ چهارشنبه 24 اسفند1384 و ساعت 19:59

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

عيد نوروز چگونه شكل گرفت ؟

 
عيد نوروز چگونه شكل گرفت ؟ 
 

انسان از نخستين سالهای زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رويداد های طبيعی، يعنی تكرار فصول شد. نياز به محاسبه در دوران كشاورزی يعنی نياز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقويم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغيير آن آسانتر ديده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتيجه نارسايی ها و نا هماهنگی هايی كه در تقويم قمری ، با تقويم دهقانی داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال نزد ايرانيان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است و همانطور كه ابوريحان بيرونی در آثار الباقيه آورده است آغاز سال ايرانی از زمان خلقت انسان ﴿ يعنی ابتدای هزاره هفتم از تاريخ عالم ﴾ روز هرمز از ماه فروردين بود ، وقتی كه آفتاب در نصف النهار در نقطه ی اعتدال ربيعی و طالع سرطان بود.
پيدايش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجری مثل فردوسی ، عنصری، بيرونی، طبری و بسياری ديگر كه منبع تاريخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبيات پيش از اسلام بود. نوروز را از زمان پادشاهی جمشيد می دانند. در خور يادآوری است كه جشن نوروز پيش از جمشيد نيز بر گزار ميشده و ابوريحان نيز با آنكه جشن را به جمشيد منسوب می كند يادآور ميشود كه: آن روز كه روز تازه ای بود جمشيد عيد گرفت اگر چه پيش آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.
جشن نوروز
جشن نوروز دسته كم يك يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشيد، يك ماه می نويسد: چون جم در گذشت پادشاهان همه روز های ماه را عيد گرفتند. عيد ها را شش بخش نموده اند: پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص می دادند، پنج روز دوم را به اشراف ، پنج روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به نديمان و درباريان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششم را به بزرگان. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز ، دست كم از "چهارشنبه آخر سال" آعاز و "در سيزده به در" پايان می پذيرد. از آداب و رسوم كهن پيش از نوروز بايد از پنجه ، چهارشنبه سوری ، خانه تكانی ،عيدی دادن و سفره ی هفت سين ياد كرد.
پنجه ﴿ خمسه مسترقه ﴾
بنا بر سال نمای كهن ايران هر يك از دوازده ماه سال ۳۰ روز است و ۵ روز باقيمانده سال را پنجه ، پنجك يا خمسه مسترقه می نامند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند. از آن جهت كه در هيچ يك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنچه تا سال ۱۳۰۴ كه تقويم رسمی شش ماه اول سال را ۳۱ روز قرار داد برگزار می شد.

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ چهارشنبه 24 اسفند1384 و ساعت 19:36

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

رازعشق

راز  عشق در تواضع است .

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.

بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.

میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،

تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت

آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

 



نوشته شده توسط شیوا تاریخ چهارشنبه 24 اسفند1384 و ساعت 19:20

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

رز



نوشته شده توسط شیوا تاریخ چهارشنبه 24 اسفند1384 و ساعت 19:3

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

عکسهای دیدنی(1)



نوشته شده توسط شیوا تاریخ چهارشنبه 24 اسفند1384 و ساعت 13:36

|+|

http://chandtekearezoo.blogfa.com

ایران سرور جهان

ایران سرور جهان

 

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد :